مهـــــــــــــــــــــــــــــــــر و آبان
![]()
![]()
شاهزاده من خیلی شیرین شدی راه میری و مزه میریزی
تا کار بد میکنی و یه کوچولو دعوات میکنیم میگی :گـــــــــــــریه کنم.......
منم میگم نه عزیزم.......
وقتی تو با زبون خودت دعوام میکنی و من میگم گریه کنم میگی نه شوخی کردم من خیلی دوست دارم



دیروز یه حرف بد زدی منم وقتی تو ماشین بودیم به بابا میلاد گفتم یه نی نیه بدی حرف بد زده
بابا میلاد ازت پرسید کی حرف بد زده
روتو اونطرف کردیو حرف بابارو نشنیده گرفتی
بابا دوباره ازت پرسید کی حرف بد زده
گفتی:ای بابا اعصابمو خورد کردی بعدم دوباره صورتتو چرخوندیو بیرونو نگاه کردی





به نظر خودت خیلــــــــــــــــــی روت زیاد نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این روزا گل پسرم کلی کادو گرفته یا خریده
عمو میعاد وزن عمو واست یه ماشینه خوشگل از چابهار آوردن که خیلی دوسش داری
جدیدآ گیر میدی به بابا میلاد که واست کادو بخره طفلکی بابا میلادم همش تو اسباب بازی فروشیه
به بابا نعمتم گیر دادی که بالا بالا میخوام به مامان زیبا هم گیر دادی که پفنگ(تفنگ)بخره
خوب واسه خودت کاسبی راه انداختی موشه بلا
خودت آخره موشایی به من و بابا میگی موشه زرنگ



امان از دست حوصله ی خوشگل مامان
اینجا منتظر بودی که اگه بابا بخواد بره بیرون آویزون بابا بشی...

ساعت 12 شب آقا کیارش این مدلی با ما نشسته بود پای تلویزیون و میگفت نمیدونم چکار کنم




عزیز مامان روز کودک خونه نبودیم تا واست از روزای قشنگ با هم بودنمون بنویسم ولی
این هفته واست یه کادوی خوشگل میخرم
![]()
شعرای زیادی یاد گرفتی
با خودت راه میریو میخونی :
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره نداره
دیگه دنباله آهو دویدن فایده نداره نداره
وقتی ای دل به گیسوی پریشون رسیدی خودتو نگه دار
یا میخونی:
بذار دستاتو بگیرم توی این دستای سرد
موقع می زدنه نذار که آروم بشینم
من تو مستی تو عزیزمو عزیزتر میبینم
یا میخونی:
با کتاب خو بگیر یاری از او بگیر
قصه هایش بخوان پندو نیرو بگیر
یا:
اصفهانو دوست دارم
نصف جهانو دوست دارم
یا :
رنگو وارنگه ..چیه.. از همه رنگه ..چیه...
رنگا رو زود یاد میگیره هر کی زرنگه
خلاصه که جدیدا"با این مدل آهنگا عشق میکنی




از همه مهمتر استعدادت تو یادگیریه که همه رو شگفت زده کرده با بالا بالا (که بابا نعمت خرید)به
سرعت داری خوندنو یادمیگیری از بالا بالای مقدماتیت فقط 6 کلمه مونده که یاد بگیری

ماجرا های شب تولد دختر خاله های نازت روشا جون و روژین جون
اولش که کلی خوشحال بودیو با آهنگای تولد میرقصیدیو کیف میکردی ولی وقتی دیدی همه ی دختر خاله
ها لباسه عروس پوشیدین یه هو دویدی رفتی تو اتاق
منم دنبالت اومدم ببینم کجا رفتی دیدم دراز کشیدی رو تخت پتو رو هم روت کشیدیو ناراحتی
گفتم چی شده مامان جون:با ناراحتی گفتی من لباس عروس ندارم
خلاصه راضی نمیشدی بیای برقصی تا اینکه لباس عروس دختر خاله رو پوشیدیو رفتی کلی عکس گرفتی
بعدشم درش آوردی
قربون پسر خوشگله سفیدم بشم که تو لباس عروس مثل دخترا شده بود کیف کردم وقتی خاله گفت
وقتی عکسا رو نگاه میکرده ناسیه منو با روشا جونش اشتباه گرفته
شیرین زبونه مامان همش راه میره تو خونه و میگه بابا استاده فدات بشم که با اینکه اینقدر کوچولویی
میدونی بابا جون باعث افتخارمونه



امیدوارم هر روز بیشتر پیشرفت کنه و به زودی بریم بازارو شیرینیه دکترای باباجونو ازش بگیریم
طفلکی بابا میلاد این روزا فقط داره کادو و اسباب بازی میخره
خورشید امید ها وآرزوهایم با آمدنت طلوع کرد
با آمدنت ساز زندگیم چه عاشقانه مینوازد شعر با تو بودن را
شعری که اولش عطر نفسهای تو را میدهد و آخرش طعم نفسهایت را
حالا میفهمم عشق چقدر زیباست
حالا میدانم که عاشقترینم و میدانم با تو چقدر زندگی زیباست
دیوانه وار عاشقتـــــــــــــــــــــــــــــــــم

مامان جون این روزا نمی تونم ازت عکس بگیرم نمیدونم دوربینو کجا انداختی...

اینم بع بعی های عید قربان که پسملم عاشق غذا دادن بهشون بود

بازم ماجراهای بامزه کیارش
دیشب میزه مطالعه بابا میلادو آوردیم تو اتاق خواب تا بابا میلاد بتونه درساشو بخونه
ولی تا بابا جون خواست وسایلشو بگذاره روی میز شما زودتر نشسته بودی روی صندلی و دفترا و مداداتم
گذاشته بودی روی میز و خودکار بابا میلادم برداشته بودی

بابا میلادم شما رو باکمال احترام از پشت
میزش آورده بود این طرفو خودش نشسته بود
منم داشتم تو آشپزخونه واستون کارامل درست میکردم(هر دوتاتون عاشق کاراملین)که دیدم گریه کنون
دویدی تو آشپزخونه و با گریه اومدی بغلم
وقتی ازت پرسیدم چی شده گفتی :بابا میلاد نذاشت من بشینم فقط خودش میخواد خودکار بازی کنه
بیــــــــــــــا نگاش کن
اینم برداشت موشه من از مطالعه........خودکار بازی
راستی...........
دو تا کار واسه گل پسرم انجام دادم
1.عکستو واسه برنامه کودک فرستادم
2. واست یه قالب وبلاگ با عکس خودت سفارش دادم
یادم رفت بگم زن عمو شکوفه زحمت عکساتو کشیدو از آتلیه گرفتشون
مـــــــــــرسی زن عمو
دوربین پیدا شد
یه تفریحه جانانه تو حیاط




بعد آب بازی هم 5 تا کارامل خوردی
هی میخوردیو میگفتی بازم داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوش جون پسملم
آبان
شاهزاده کوچولوی من نمی دونم از کجا شروع کنم از کدوم کارات بگم......................
خیلی با مزه شدی................
دیروز با عمو و زن عمو اومدیم خونه فدات بشم که فکر کرده بودی پیشمون می مونن خیلی
خوشحال بودی وقتی دیدی عمو و زن عمو دارن میرن یه حالت عصبانی به چهرت گرفتیو
انگشته اشارتو تکون دادیو رو به عمو گفتی اگه بری من تنها میشم...........
بعدشم که عمو رفت کلی گریه کردیو میگفتی عمو کجا رفته
بابا میلاد میگه اینا دیگه خاطره نیست ننویس ......
اما من دوست دارم توی این کلبه کوچیکی که واست ساختم آب بخوری بنویسم
تازه کلی حرف دارم واسه گفتن که نگفتنش خیلی سخته
ولی باشه 2هفته بعد با عکساش 
کیارشـــــــــــــــــــــم





دارو ندارمی...................




هستیه من و بابایی................

ر
عشقمی جونمی دنیامی..............


فدای حرفای نازت بشم جدیدا” عصبانی میشی انگشت اشارتو تکون میدیو با فریاد میگی
میرم نمکدونو میارم روت نمک میریزم میخورمت فهمیدی...........
جالب اینه که میخندیم عصبانی تر میشی
واگه بترسیم عشق میکنی
دیروز یه چیزی چسبیده بود به پای کوچولوی نازت
راه رفتی دردت گرفت وقتی پاتو تمیز کردم رفتی تو ماشینت اونجام گویا خوراکی ریخته
بودی خشک شده بود رفت تو پات گفتی: ای بابا ماشینم پامو گاز میگیره بوبو میکنه
حالا منو بابا میلادو میگی![]()
از درگیری هات با من وبابا سر کامپیوترم دیگه نگو و نپرس
ناســـــــــــی نمیدونی این آخر هفته چه خوشی گذشت بابا میلاد بلاخره ماشینشو داد بهم منم هی
میرفتم خونه ی مامان زیبا باز برگشتم خونه مامان زهرا ماشین سواری خیلی باحاله هااا
فدات بشم میلاد خوشگل مهربونم خیـــــــــــــلی دوست دارم




چقدر شیرینی عسل مامان
وقتی بهت میگم عسل منی میگی:من عسلم
آخه اسم طوطی خاله عسله واسه همین تعجب میکنی بهت میگم عسل
بلاخـــــــــــره برگشتیم
بعد از 10روز مسافرت بلاخره برگشتیم خونه
مامان زیبا واسه همیشه رفت مشهد ما دوتا هم رفتیمو کمکش کردیم تا وسایلشو بچینیم
خونشون خیلی قشنگه اشالاه همیشه توش شاد و سالم باشن
کلی عکسای خوشگل ازت گرفتم
تو هواپیما فقط با پنجره ها و موتورت درگیر بودی




این عکسو نزدیک حـــــــــــرم امام رضا ازت گرفتم

این عکسم خونه دائی رضا ازت گرفتم حسابی به پروین جون زحمت دادیم
آخه شب که پیششون
خوابیدیم شما تب کردیو مجبور شدیم نصف شب بریم داروخونه............

اینم عکس آقا کیارش تو آلبوم کودکان محـــــــــرم

برای ورود به آلبوم کودکان محرم اینجا کلیک کنید
پسملم آهنگ وبلاگتو به پیشنهاد بابا به خاطر رسیدن روزای قشنگ یکی شدنمون عوض
کردم این آهنگ واسه منو بابا میلاد بوی عشـــــــــق میده
چیز زیادی تا سالگرد عقدمون نمونده
بازم مـــــــــــوندم چطور سوپرایزش کنم
یه روز حسابی بهم گیر داده بودی واست کیک درست کنم وقتی با کمک هم کیک درست
کردیم(مسئولیت گرفتن همزن و هم زدن تخم مرغ ها با شماست گل من)
کیکو دادم به شما که ببری روی میز بزاری وقتی از آشپزخونه اومدم بیرون چیزی که دیدم این عکس بود

حالا منو میگی
هنوز موندم تو چند دقیقه چطور این همه کیک خوردی
نوش جونت
بازم کادو
با یکم تاخیر کادوی روز کودکتو که بهت قول داده بودیم خریدیم

کیارشم عاشق موتورتی تمام روز باهاش تو خونه میچرخی
تازه خودت شارژش میکنی


مهـــــــــــــــــــــــــــــــــر و آبان
